باب هفتم
مردِ مُقِلْحال را به وقتِ گفتار، اگر خود دُرّ چکاند، بسیارگوی شِمُرند و فضایل و رذایلِ او را مُنْکَر دانند و اگر وقتی مروّتی به کار دارد، بادْدستش خوانند و اگر امتناعی نماید، بخیل و اگر مراعاتی نماید، سپاس ندارند و اگر مُواساتی ورزد، مقبول نیفتد. اگر حلیم بود، به بددلی منسوب شود و اگر تَجاسُر کند، به دیوانگی موسوم گردد و باز مردِ توانگر را چون اندک هنری بود، آن را بزرگ دارند و اگر اندک دَهِشی ازو بینند، شکر و ثنای بسیار گویند و اگر بخیل باشد، کدخداسَر و دانا گویند و اگر سخنی نه بر وَجه گوید، به صد تأویل و تعلیل آن را نیکو و شایسته گردانند.
برای دانلود نسخه شنیداری متن فوق با صدای اینجانب، لینک زیر را لمس کنید
پی نوشت: چند خط از باب هفتم مرزباننامه رو براتون خوندم تا بدانید هشتصد سال پیش هم، نگاه مردم به درویش و توانگر، همانگونه بود که امروز.
من از اون آدمهاییام که به هر چیزی یه ناخنکی زدم مثل موسیقی و شعر و فیلم و نقاشی و علوم غریبه و فلسفه و غیره اما....