مستراح
قبل از هر چیز باید بگم که جشنواره فیلم بدون حضور طناز طباطبایی یعنی کشک.
واقعا باعث تاسفه که جشنواره فجر تبدیل شده به مجلس آبروریزی و محفلی برای تسویه حسابهای شخصی. وقتی فستیوال فجر رو با اسکار وکن و ونیز و برلین مقایسه میکنید احساس شرم و تاسف نخستین حسی است که به جماعت ایرانی دست میده. نیکی کریمی وقتی اولین و آخرین سیمرغش رو گرفت از روی لجبازی رفت پشت میکرفون و فقط به واژه تشکر بسنده کرد. بهرام رادان وقتی سیمرغش رو گرفت بلافاصله گذاشتش روی استیج و رفت پشت میکرفون و رید به گلستان سعدی. مسعود دهنمکی هم وقتی سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران رو گرفت به طعنه گفت: من نه مرغ میخوام نه سیمرغ!
گویی میکرفون جشنواره فجر تریبونی برای فریاد دادخواهی واعتراض و لودگی به هیات داوران و دولت و خانه سینما و ارشاد و غیره تبدیل شده.
خیر سرمون اینها هنرمندان مملکت مون هستند. اینها نماینده قشر فرهیخته و انتلکتوئل و الیت جامعه هستند. کسانی که باید با نمایش آثارشون در جامعه فرهنگسازی کنند و حرفهاشون رو در قالب اثر هنری به نمایش بذارند. ولی وقتی در اختتامیه جشنواره حاضر می شوند به ناگاه هویت مخفی خود را آشکار کرده و به عربده کشی و فحاشی روی میارند.
حاتمی کیا زمانی به خود می بالید که فیلمساز مستقلی است و فراجناحی عمل میکنه. ولی در جشنواره سی و ششم با کمال افتخار خودش رو فیلمسازی وابسته به نظام و سپاه معرفی کرد.
خوشحالم که جشنواره فجر دیگه عنوان جشنواره بین المللی رو یدک نمیکشه. وگرنه همین یه ذره آبروی سینمای ایران در سطح بین الملل به گند کشیده میشد با این سینماگران لمپن و عربده کش.
من از اون آدمهاییام که به هر چیزی یه ناخنکی زدم مثل موسیقی و شعر و فیلم و نقاشی و علوم غریبه و فلسفه و غیره اما....