جوکر
وضعیت فعلی مردم ایران، شبیه شخصیتهای فیلم «اره» در برابر تلههای مرگ «جیگساو» است. ولی مثل اینکه امت همیشه در صحنه، تازه امروز از مریخ تشریف آوردند و اصلا نمیدونند چه ارهای در ماتحت مبارکشان فرو رفته که به این راحتی از تماشای رئالیتی شوی جوکر رودههاشون از مقعدشون میزنه بیرون. به قول ترکها: بیله دیگ، بیله چغندر. همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. با وجود چنین جماعت سرخوش و خجستهای باید هم اوضاع مملکت به این وخامت باشه.
بگذریم... هشت کمدین مشهور که امت شاسگول باهاشون خاطره دارند به همراه دو کمدین دیگه که جزو گردانندگان جوکر هستند، روی هم رفته و نرفته، ده نفر آدمِ -گلاب به روتون- طناز، دور هم جمع شدند که همدیگه رو بخندونند و جایزه ببرند. تماشاچی هم باید با دیدن شیرینکاریهای این آدمهای شیرینمغز -بلانسبت- خندهاش بگیره.
راستش در تمام طول مدتی که داشتم جوکر رو نگاه میکردم، روی حالت تأسف، قفل کرده بودم. باورم نمیشد کسی از دیدن چنین مزخرفی حتی لبخند تلخی بزنه.
جوکر، واقعیت فاجعهآمیز کمدینهای ایران رو به بهترین شکل عریان کرد؛ یک مشت آدم لوس و فاقد خلاقیت که سعی می کنند با شوخی های بیمزه و نخنما، از ملت درمونده و تو سری خور ایران، لبخند گدایی کنند. تراژیکترین لحظات جوکر زمانی رقم میخوره که این -به اصطلاح- کمدینها، از خندوندن رفقای خودشون هم عاجز میشن. ولی فاجعه وقتی عمیقتر میشه که می فهمم ملت هم جمیعاً رد دادند و قهقهه زنان در چاه بلاهت هبوط فرمودند.
یعنی سلیقه کمدی مردم، به نازلترین سطح در تاریخ چند هزار ساله ایران رسیده. مردمی که روزگاری با سریال «فرندز» یا «بیگ بنگ تئوری» به زحمت می خندیدند، امروز از جلفبازیهای چند تا آدمک لوده که آثار حماقت در تک تک جملات و حرکاتشان هویداست، به خنده میافتند.
من از اون آدمهاییام که به هر چیزی یه ناخنکی زدم مثل موسیقی و شعر و فیلم و نقاشی و علوم غریبه و فلسفه و غیره اما....